لغت نامه دهخدا
دروغ بافی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) دروغ باف بودن.عمل دروغ باف. دروغ بافتن. حیاکت. کذب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به دروغ بافتن و دروغ باف شود.
دروغ بافی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) دروغ باف بودن.عمل دروغ باف. دروغ بافتن. حیاکت. کذب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به دروغ بافتن و دروغ باف شود.
عمل دروغ باف
دروغ باف بودن دروغ بافتن حیاکت کذب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرسید محضر زندگی به ثبوت محکمهٔ یقین که گواه دعوی باطل تو دروغ بود و قسم غلط
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به د مثل دوستی د مثل دروغ اشاره کرد.
💡 أَ فَسِحْرٌ هذا جادوی است این و دروغی أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ (۱۵) یا شما نمیبینید.
💡 قالَ رَبِّ گفت خداوند من، إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ (۱۱۷). این قوم مرا دروغزن گرفتند.
💡 (به خاطر بياور) روزى را كه از هر امتى دستهاى از آنها را كه آيه هاى ما را دروغ شمردهاند محشور كنيم و رديف شوند (83).
💡 و يا در بين مردم متّهم است به دروغ و بى اعتمادى پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردنجبران ضعف نمايد.