درشت خوئی

لغت نامه دهخدا

درشت خوئی. [ دُ رُ ] ( حامص مرکب ) درشت خویی. درشت خو بودن. رجوع به درشت خویی شود.

فرهنگ فارسی

درشت خویی درشت خو بودن

جمله سازی با درشت خوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خوی درشت، دوست نایاب شود دشمن بملایمت ز احباب شود

💡 بر ایران سپه شد چو گیتی درشت دلیران نمودند از رزم پشت

💡 چنان زدش بر سینه زخم درشت چه زوبین برون رفت بازاو پشت

💡 که بر ما به یکباره پشت آورید چنین روزگاری درشت آورید

💡 حلقهٔ جوشن از آن زخم درشت شد فرو در شکمش چار انگشت