فرهنگستان زبان و ادب
{double seam} [علوم و فنّاوری غذا] درزی که با قفل کردن مضاعف قلاب در و قلاب بدنه در هم بسته شده باشد
{double seam} [علوم و فنّاوری غذا] درزی که با قفل کردن مضاعف قلاب در و قلاب بدنه در هم بسته شده باشد
درزی که با قفل کردن مضاعف قلاب در و قلاب بدنه در هم بسته شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای دیدن او نرگس مضاعف را دو چشم گوئی در بوستان چهار شده است
💡 ◽️در جرائمی که بهنوعی پای دین در میان است، حکومت باید سختگیری مضاعفی داشته باشد.
💡 اسکولاری دارای تابعیت مضاعف برزیل و ایتالیا است؛ او از تبار مهاجران ایتالیایی است.
💡 سر سگ بر کفن و باقیش مضاعف گردان وانگهش قلب کن و نام نگارم برخوان
💡 لبهٔ برج با ردیف مضاعفی از مقرنسهای آجری مزیّن به نقوش گچبری آذین شدهاست.
💡 اگر کسی خواهد که عبادت او زنده باشد و بی روح نبود و ثواب او مضاعف باشد، باید که هفت وظیفه نگاه دارد: