دارا وشا

لغت نامه دهخدا

دارا وشا. [ وَ ] ( اِخ ) خرابه ها نزدیک اندرکاش در شمال مهاباد واقع شده و اهالی این قسمت را شهر ویران مینامند و محتمل است یکی از شهرهای مدی باشد که بطلمیوس از آن ذکری کرده و آن را دارا وشا میخواندو نویسنده معروف رولن سن به اسم دارایاس که در تاریخ آمده تطبیق میکند. فعلاً دارایاس قریه ای است در سمت چپ شهر ویران. ( جغرافیای تاریخی غرب ایران ص 246 ).

جمله سازی با دارا وشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خضر شمشیرش که آب زندگانی می برد چون سکندر قلب دارا بر درد در کارزار

💡 باد دایم محرم درگاه دارای جهان آنکه تا جاوید جیش ناصرش منصور باد

💡 چنین داد پاسخ که دارای چین به فرّ تو هرگونه دارد جز این

💡 خوشا هنر که بتدبیر پایمردی وی بتخت دولت دارا نشست اسکندر

💡 گفت کاین بهر تفرج همت دارای ملک دامن رفعت مگر خواهد بر این منظر کشید