خنده خریش. [ خ َ دَ / دِخ َ ] ( اِ مرکب ) کسی که بر او خنده زنند و ریشخند کنند و بمعنی فاعل و مفعول تمسخر هر دو آمده و آن را خنده ریش نیز گویند و ریشخند بهمین معنی است. ( از انجمن آرای ناصری ) ( از آنندراج ). مضحکه. مسخره. مایه سخریه. آلت استهزاء. ( یادداشت بخط مؤلف ):
ای کرده مرا خنده خریش همه کس
ما را ز تو بس جانا ما را ز تو بس.فرخی.شهنشهی که زند پاسبان درگه او
ز قدر همت بر تیر چرخ خنده خریش.شمس فخری ( از جهانگیری ).
( ~. خَ ) (ص مر. ) کسی که مردم به او بخندند و مسخره اش کنند.
۱. کسی که مردم به او می خندیدند و مسخره اش می کردند، مسخره.
۲. (اسم ) ریشخند.
کسی که مردم به او بخندند و مسخره اش کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بس به دور تو عامست خوشدلی و نشاط دهان خنده ز گل پای تا سر است چمن
💡 سگت به خاطر مجریگری در برنامه خندهدارترین ویدئوهای خانگی آمریکا از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷ و کارهای کمدیاش مشهور شد.
💡 خوبان ز شکر خندش در شهد فرو رفتند لبهای شکرریزان از خنده شیرین بست
💡 بر خلق جهان تنگ شکر جای کند تنگ آرد به شکر خنده چو آن تنگ دهان را
💡 تا آن كه رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله رحلت نمود و من از فرصت استفاده كرده وعلّت خنده و گريه آن روز را، از فاطمه زهراء جويا شدم ؟
💡 با رفتارشناسی و بررسی فرکانس صداها برای رمزگشایی از خندهٔ کفتارها، آشکار شده است که این صداهای خندهمانند، بیانگر سن و سال و مقام کفتارها در گروه است.