جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1- طلاق كنائى؛ قهر يا سفر كردن شوهر و يا دور زدن خيمه، به معناى طلاق بود. زنمى دانست كه به اين وسيله مرد از او جدا شده است و بايد خانه اش را ترك كند و نزدبستگان خود برود. اين نوع طلاق را طلاق غير مصرح مى گفتند.
💡 همان تعریف مصرح است. با این تفاوت که، در مثال سه نفر وجود دارند؛ یعنی بین نفر اول و نفر دوم واسطه وجود دارد که آن نفر سوم باشد.
💡 تبصره ۱-داوطلبان نمایندگی اقلیتهای دینی مصرح در قانون اساسی از التزام عملی به اسلام، مذکور در بند (۱) مستثنی بوده و باید در دین خودثابتالعقیده باشند. تبصره ۲- هر دوره نمایندگی مجلس معادل یک مقطع تحصیلی فقط برای شرکت در انتخابات محسوب میشود.
💡 شاغلین در این حرفه به دلیل نداشتن بیمه و سایر مشکلات از امنیت شغلی بسیار پایینی برخوردار هستند. حقوق قانونی دیگری همچون مرخصی استحقاقی، مرخصی استعلاجی، سنوات، اضافه کار، شب کاری و دیگر حقوق مصرح در قانون کار نیز معمولاً در این صنف بی معناست و به سادگی توسط داروسازان و داروخانه داران نقض میشود.
💡 سپس در اثناى راه كه خبر قتل فجيع مسلم و هانى رسيد، روش قيام و جنگ تهاجمى را بهقيام دفاعى تبديل فرموده به تصفيه جماعت خود پرداخت و تنها كسانى را كه تا آخرينقطره خون خود از يارى وى دست بردار نبودند نگهداشته رهسپار مصرح خود شد.