خانه بریدن

لغت نامه دهخدا

خانه بریدن. [ ن َ / ن ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) غارت کردن. دزدی کردن. چون: شب خانه یا دکانش را بریدند، چنانکه در خانه هیچ نماند. ( از آنندراج ):
میتراشد خامه بهر شعر گفتن مدعی
میبرد دیگر نمیدانم کدامین خانه را.اشرف ( از آنندراج ).همیشه گرچه دزد غارت اندیش
بریدی خانه مردم ازین بیش.سلیم.

فرهنگ فارسی

غارت کردن دزدی کردن

جمله سازی با خانه بریدن

💡 ان‌بی‌سی نیوز اعلام کرد که این گزارش نمی‌تواند به‌طور مستقل تأیید شود و هیچ مدرک عکاسی مبنی بر بریدن سر نوزادان ارائه نشده است.

💡 گر بر زبان براند جز ذکر دوست عاشق همچون قلم بباید اورا زبان بریدن

💡 در هنگام زخم‌آرایی، نشان زخم‌ها با بریدن، داغ گذاری و نیمسوز کردن بر روی پوست حاصل می شود.

💡 اندامی است که قابل بریدن است باید آن را از ریشه برید و جایش را داغ نمود یا جای آنرا سرد کرد:

💡 ای اوحدی، بریدن ازان زلف همچو جیم دیدی که بر بلای دل خسته دال بود؟

💡 مهیای همان شو کز برای خلق می‌خواهی گریبان چاکی مقراض باشد از بریدن‌ها