لغت نامه دهخدا
حرف صناعت. [ ح َ ف ِ ص ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حرف حرفت. رجوع به حرف حرفت شود.
حرف صناعت. [ ح َ ف ِ ص ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حرف حرفت. رجوع به حرف حرفت شود.
حرف حرفت
💡 نیست ثابت بر اصحاب صناعت در عشق هر که بر آتش سودای بتان صابر نیست
💡 چرا نظیر تو استاد این نقوش نیارد اگر نه نقش تو بست و شکست کلک صناعت
💡 واقعگرایی اساساً واکنشی به ایدهآلیسم و رمانتیسم است و نویسندگان منتسب به این سبک میکوشند چیزها را آنچنانکه هستند بیان کنند و توصیفات رمانتیک، اغراقشده یا صناعتگونه در آثارشان کمتر دیده میشود.
💡 طریق پنجم: در اعمال غریبه و اصول کلیه صناعت. و مشتمل است بر پنج حل و سه عقد و خاتمه:
💡 آنان قائل به اصالت بشر و امور بشری بودهاند و آدمی را از طریق صناعت و تربیت قادر به همه چیز میانگاشتهاند.
💡 در ۲۴ بهمن ۱۳۱۶ در زمانی که خود محتشمالسلطنه رئیس مجلس شورای ملی بود، قانونی به تصویب مجلس رسید که تهیه و خرید و فروش تخم نوغان و پیله کرم ابریشم را در کشور به انحصار وزارت صناعت و معادن در آورد.