حبیب اﷲ خان

لغت نامه دهخدا

حبیب اﷲ خان. [ ح َ بُل ْ لاه ] ( اِخ ) ( امیر... ) پسر امیرعبدالرحمن خان. امیر افغانستان پنجمین خان بار کزائی که در سال هزارودویست وهشتادوهشت هَ. ق. متولد و در هزاروسیصدونوزده هَ. ق. به جای پدر بر کرسی امارت نشسته بود. وی در جمادی الاولی سنه هزاروسیصدوسی وهفت هَ. ق. مطابق بیستم فوریه هزارونهصد نوزده میلادی به ضرب شش لول کشته شد و پسرش نصراﷲخان موقتاً امارت افغانستان را متصرف گردید لیکن کمی بعد امان اﷲخان پسر سوم حبیب اﷲخان برادر خود را مغلوب کرد و خود امیر افغانستان شد. ( وفیات معاصرین به قلم محمد قزوینی، مجله یادگار سال 3 شماره 4 ). و رجوع به بچه سقا شود.

جمله سازی با حبیب اﷲ خان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توجزگل وماجزدوست چیزی چو نمی بینیم ازغیر حبیب خویش بیگانه توئی یا ما

💡 اهلی مدم افسون که دوا لعل حبیب است کی درد و غم عشق به افسون رود از دل

💡 کفیل هوش خودم وقت می به بزم حبیب به شرط آن که ز یک قلزمم فزون ندهد

💡 کجا خبر بود از حال ما حبیبان را که از مرض نبود آگهی طبیبان را

💡 از این همه بگذر بی‌گه آمدست حبیب شبم یقین شب قدرست قل للیلی طل

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز