تنک درزی

لغت نامه دهخدا

تنک درزی. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن َ دَ ] ( حامص مرکب )سخت پیوستگی و اتصال دو چیز. رجوع به تنگ درزی شود.

فرهنگ فارسی

سخت پیوستگی تو اتصال ندو چیز.

جمله سازی با تنک درزی

💡 تا درزی بهار، باری تو جامه دوخت بس جامه را گسیختم، ای دوست، پود و تار

💡 کودک درزی که داری چشمه سوزن دهان دامن رختم چو دوزی لب بلب باید نهاد

💡 جز تیغ کفر شویش گازر که دیده آتش جز تیر دیده دوزش درزی که دیده صرصر

💡 درزی چو جامه دگمه نهادی بخانه آر کاصحاب را دودیده چو مسمار بر درست

💡 از غم آن شوخ درزی جامه خود سوختم چشم چون سوزن به چاک دامن او دوختم

💡 حسن درزی (زادهٔ ۱۳۳۶ در بوکان) شاعر، ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز کرد اهل ایران است.