لغت نامه دهخدا
تقویت داری. [ ت َ وِ ی َ ] ( حامص مرکب ) نیرومند داشتن. توانا و زورمند داشتن:
نصرت این را به تربیت کاری
فلک آنرا به تقویت داری.نظامی.رجوع به تقویت و دیگر ترکیبهای آن شود.
تقویت داری. [ ت َ وِ ی َ ] ( حامص مرکب ) نیرومند داشتن. توانا و زورمند داشتن:
نصرت این را به تربیت کاری
فلک آنرا به تقویت داری.نظامی.رجوع به تقویت و دیگر ترکیبهای آن شود.
نیرومند داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بهر تقویت و عون و فتح و نصرت تو قضا ز دوده سنان و قدر کشیده حسام
💡 عقل و دین را تقویت دادن به است زانکه این تن روی در سستی نه است
💡 تقویت کن چون حکیمان عقل دور اندیش را دشمن هوش و خرد چون نشأه صهبا مباش
💡 آنکه گر تقویتی باید ابر از سیرش ز نمی در وی از خاره دمد مهر گیاه
💡 هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان باید تقویت و بر رفتار آنان نظارت کند.