لغت نامه دهخدا
تالان تالان بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) تاراج و غارتی سخت بودن. غارت و تاراج بسیار بودن.
- امثال:
حال که تالان تالان است
صد تومان هم زیر پالان است.
رجوع به تالان و تالان تالان و تالان تالان شدن و سایر ترکیبات آن شود.
تالان تالان بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) تاراج و غارتی سخت بودن. غارت و تاراج بسیار بودن.
- امثال:
حال که تالان تالان است
صد تومان هم زیر پالان است.
رجوع به تالان و تالان تالان و تالان تالان شدن و سایر ترکیبات آن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملل ديگر از جمله سكنه ى كشورهاى خود مختار (فينيقيه ؟ و غيره...) ساليانه مجموعا قريب 740،7 تالان (55) بابل ماليات مى پرداختند. در عين حال، قسمت اعظم اين پرداخت ها از سوى كشورهايى بود كه به لحاظ اقتصادى پيشرفته ترين ممالك آسياى صغير از جمله: بابل، سوريه، مصر بودند.
💡 واحد وزن، برابر 60 منه (من ) پارسى و هر منه، معادل 420 گرم بود، 2 - واحد پول تالان طلا، ده برابر تالان نقره و تقريبا، معادل 000،56 فرانك طلا بوده، تالان نقره معادل 600،5 فرانك طلا بود.
💡 رومن تالان (اوکراینی: Роман Сергійович Талан؛ زادهٔ ۴ فوریهٔ ۱۹۸۸) اسکیتباز نمایشی اهل اوکراین است. وی همچنین از اسکیتبازان نمایشی در بازیهای المپیک زمستانی ۲۰۱۰ بوده است.
💡 تپه گرد تالان مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان - دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان پیرانشهر، بخش لاجان، روستای خورنج واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۳۷۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.