تار مرتعش
مترادفها
تار لرزان
فرهنگستان زبان و ادب
{vibrating string} [فیزیک] تاری که دو سر آن ثابت باشد و در طول آن امواج ساکن تشکیل شود
ویکی واژه
تاری که دو سر آن ثابت باشد و در طول آن امواج ساکن تشکیل شود.
جمله سازی با تار مرتعش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرتعش رحمةاللّه علیه گوید: «اَلصّوفیُّ لایَسبِقُ هِمَّتُه خُطْوَتَه البتّة.»
💡 چون وقت نماز فرا مى رسيد بدن امام زين العابدين (ع ) مى لرزيد و رنگ چهره اش زردمى شد و مانند شاخه نخل خرما و مرتعش مى شد. (بحارالانوار، ج 84، ص 247).
💡 مواجهه با ارتعاش در محیطهای کاری (مانند رانندگان لیفتراک یا محیطهای مرتعش مانند ژنراتورهای نیروگاهها)
💡 زمین از لطمهٔ موج حوادث مرتعش اعضا بسان زورقی کاندر محیطش بگسلد لنگر
💡 همچوعکس آب تشویش ازبنای ما نرفت مرتعش بودهستگویی پنجهٔ معمار ما
💡 بلورهای کوارتز که دارای این خاصیت هستند، با یک ولتاژ معین برق همیشه با بسامد یا فرکانس خاصی مرتعش میشوند؛ بنابراین این بلورها معیار دقیقی از بسامد یا فرکانس را حفظ میکنند، که به تنظیم حرکت ساعت کمک میکند و دقت آن را بسیار بالا میبرد.
💡 وقتی نوازنده با مهارت بسیار زیاد به سیم ساز مینوازد، هر تار مرتعش صدای دلنشین و عمیقی را در فضای بزرگ سالن پخش میکند.
💡 در آزمایشگاه فیزیک، دانشآموزان بررسی کردند که چگونه هر تار مرتعش تحت تأثیر فرکانسهای مختلف، لرزشهای متفاوتی ایجاد میکند.
💡 زیبایی موسیقی کلاسیک در این است که هر تار مرتعش در ساز، هماهنگی خاصی با دیگر نواختها برای خلق یک اثر ماندگار دارد.