بیوه زاد

لغت نامه دهخدا

بیوه زاد. [ وَ / وِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) از بیوه زاده. یتیم. کودکی که پس از مرگ پدر به هنگام بیوگی مادر متولد شود:
تنگدستان ز من فراخ درم
بیوگان سیر و بیوه زادان هم.نظامی.

فرهنگ فارسی

از بیوه زاده. یتیم. کودکی که پس از مرگ پدر به هنگام بیوگی مادر متولد شود

جمله سازی با بیوه زاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیم امیر، که روزی کشم چو مرغ به سیخ شبش ز بیوه زنان بر فلک رود فریاد!

💡 ➢تحسین: مردی است که فکرت با او ازدواج کرده‌است. او مردی بیوه پنجاه ساله با سه فرزند است. او بی‌ادب و نادان است. فکرت به دلیل اینکه رفتار خواهرانش در خانه را تأیید نمی‌کرد و نمی‌توانست با آنها کنار بیاید، با او ازدواج می‌کند.

💡 گه زمال طفل میزن لوتهای معتبر گه زسیم بیوه میخر جامه های نامدار

💡 ز پی خوردن خون دل هر بیوه‌زنی دم به دم در صدد حیله چو روباه دغل

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به نامزدشده، بیوه دل‌ربا و شاهین نیل اشاره نمود.

💡 وی کارگردان فیلم‌هایی مثل پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند (۱۹۸۱) و عمل بد (۲۰۰۲) و بیوه سیاه (فیلم ۱۹۸۷) بوده است.

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز