بسته دیم
لغت نامه دهخدا
بسته دیم. [ ب َ ت ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خشکبیجار بخش خمام شهرستان رشت که در هشت هزارگزی خاور خمام و چهار هزارگزی خشکبیجار در جلگه واقع است. هوایش معتدل مرطوب و دارای 595 تن سکنه می باشد. آبش از گیشه دمرده از سفیدرود و محصولش برنج، ابریشم و شغل مردمش زراعت و راهش شوسه است و دارای 6 باب دکان میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان خشگبیجار بخش خمام شهرستان رشت که در هشت هزار گزی خاور خمام و چهار هزار گزی خشگبیجار در جلگه واقع است ٠
جمله سازی با بسته دیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در تو ز جفا هر چه فلک جست آن یافت با دست حنا بسته وفا نتوان یافت
💡 شهزاده میزبان و تو مهمان روزگار بسته میان به خدمت مهمان و میزبان
💡 نخست چون در میخانه بسته شد گفتم کز آسمان در رحمت به روی ما بستند
💡 شبی که بر کف پایت شود حنابندان نگار بسته ز دست بهار برخیزد
💡 بتاک بسته، همه خوشه های پروینی؛ ز خاک رسته، همه لاله های نعمانی!
💡 از هوس عمریست چون آیینه مژگان بستهایم کم نگردد از سر ما سایهٔ دیوار زنگ