برف کهنه

مترادف‌ها

برف قدیمی، برف مانده

متضادها

برف تازه

فرهنگستان زبان و ادب

{old snow} [علوم جَوّ] برف انباشته ای که شکل بلورین اولیۀ آن قابل تشخیص نباشد

ویکی واژه

برف انباشته‌ای که شکل بلورین اولیۀ آن قابل تشخیص نباشد.

جمله سازی با برف کهنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خوشتر از حمام و رخت پاک نیست کهنه گر باشد لباست باک نیست

💡 بیدران کهنه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بم در استان کرمان ایران است.

💡 کهنه قلعه(دستجرد)، روستایی از توابع بخش چاپشلو شهرستان درگز در استان خراسان رضوی ایران است.

💡 بساطِ دنی، کهنه چَلْ دارمه یارونْ! دِشش امامِ عشقْ‌رِهْ دِلْ دارمه یارونْ!

💡 نمانده قاعده ی تازه ای، پیاله بگیر که آنچه کهنه به عالم نمی شود می ماست

💡 سیاهدر کهنه روستایی از توابع بخش مرکزی در شهرستان سقز است که در استان کردستان ایران قرار دارد.

💡 با شروع فصل بهار و گرم شدن هوا، لایه‌های ضخیم برف کهنه در ارتفاعات کوهستان شروع به ذوب شدن کردند و باعث ایجاد سیلاب‌های کوچک در دره‌ها شدند.

💡 کوهنوردان باید بسیار مراقب باشند، زیرا حرکت بر روی لایه‌های برف کهنه و یخ‌زده می‌تواند بسیار خطرناک باشد و منجر به سقوط در شکاف‌های عمیق کوه شود.

💡 زیر آن لایه سفید و زیبای برف کهنه، خاک مرطوب و آماده برای شکوفایی گیاهان فصل بهار در حال انتظار برای رسیدن دمای مناسب هوا است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران