لغت نامه دهخدا
بازپس سپریدن. [ پ َ س َ / س ِ پ ُ دَ ]( مص مرکب ) بازپس سپردن. رجوع به بازپس سپردن شود.
بازپس سپریدن. [ پ َ س َ / س ِ پ ُ دَ ]( مص مرکب ) بازپس سپردن. رجوع به بازپس سپردن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روز بازپسین و به صبحگاه الست که ذکر و نام تو همواره بر زبان منست
💡 و گفت: که علی دهقان گفت: که مرد بیک اندیشه ناصواب که بکند دو ساله راه از حق تعالی بازپس افتد.
💡 گر در آخر نفسم همنفسی خواهی کرد نفسی از نفس بازپسین خوشتر نیست
💡 نفس بازپسین است ز هجرت جان را مژده ای بخت که شد عمر به سر هجران را
💡 آتلانتیک کازوی یک کشتی کانتینری _ تجاری بود که توسط دولت سلطنتی بریتانیا برای حمایت از نیروهای بریتانیا در جنگ فالکلند برای بازپسگیری این جزایر در سال ۱۹۸۲ درخواست شده بود. گذرگاه آتلانتیک در سال ۱۹۶۹ تکمیل شد.
💡 شب همه شب در خیالم این که نمایم صرف ثنای تو روز بازپسین را