انوش دارو
لغت نامه دهخدا
انوش دارو. [ اَ ] ( اِ مرکب ) نوش دارو. رجوع به نوشدارو شود.
فرهنگ فارسی
نوش دارو
جمله سازی با انوش دارو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شورای تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران از انتقال انوش عادلی، محمود صدیقیپور و عزیز قاسمزاده، سه نفر از فعالان صنفی فرهنگیان گیلان، برای تحمل «حکم یک سال حبس» که از سوی دادگاه انقلاب صادر شده خبر داد.
💡 خیرالله انوش سیاستمدار و یکی از والیان سابق ولایت سمنگان افغانستان است.
💡 انوش معظمی(زاده ۱۳۵۰) بازیگر سینما و تلویزیون است. از مهمترین آثار انوش معظمی میتوان به بازیگری در سریال مختارنامه، سریال دندون طلا و سریال آسمان من اشاره کرد.
💡 فرقه ديگرى گفته اند كه: ادريس در بابل به دنيا آمده و نشو و نما كرد، و او دراول عمرش از شيث بن آدم كه جد جد پدرش بود درس گرفت، چون ادريس پسر يارد، و اوپسر مهلائيل، و او پسر قينان، و او پسر انوش، و او پسر شيث است، شهرستانى گفته: اغثاذيمون همان شيث است.
💡 انوش دستگیر بازیکن فوتبال سابق و سرمربی فعلی تیم ملی فوتبال افغانستان و ویوی دونو در هوفدکلاس است.
💡 فرقه ديگرى گفته اند كه: ادريس در بابل به دنيا آمده و نشو و نما كرد، و او دراول عمرش از شيث بن آدم كه جد جد پدرش بود درس گرفت، چون ادريس پسر يارد، و اوپسر مهلائيل، و او پسر قينان، و او پسر انوش، و او پسر شيث است، شهرستانى گفته: اغثاذيمون همان شيث است.