لغت نامه دهخدا
اله چوب. [ اَ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) همان آلاچیق یا الاچیق است، و اصل کلمه الاچیق همین اله چوب است، چوب به چوق و چیق تصحیف یافته.
- امثال:
چه زید بپای پیلان اله چوب ترکمانی.
رجوع به الاچیق و آلاچیق شود.
اله چوب. [ اَ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) همان آلاچیق یا الاچیق است، و اصل کلمه الاچیق همین اله چوب است، چوب به چوق و چیق تصحیف یافته.
- امثال:
چه زید بپای پیلان اله چوب ترکمانی.
رجوع به الاچیق و آلاچیق شود.
همان آلاچیق یا الاچیق است و اصل کلمه الاچیق همین اله چوب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دونده، در چمن هایت، فلک همچو صبا و اله زده در رستنیهایت، ستاره چنگ چون شنبم
💡 در معنی لا اله الا الله توحیدسرای و منقبتخوان شو
💡 بسوز سینه گفتم یا الهی سفر خواهم ازین جا گر تو خواهی
💡 هیچ کافر را الهی کودک بدخو مباد! چاره جوییهای دل صائب مرا بیچاره کرد
💡 نهد دور از ته هر کس سر ببالین الهی سر ز بالین بر نداره
💡 پیرزنان نیمه شبان از اله جسته همه رفعت و اقبال شاه