اسپی تامن

لغت نامه دهخدا

اسپی تامن. [ اِ م ِ ] ( اِخ ) سردار ایرانی که سِلُکوس دختر وی را بزنی کرد و بنام این سلسله سلوکیان بعدها سلسله مقدونی و ایرانی بشمار رفت، چه اعقاب سلکوس از طرف پدر مقدونی و از جانب مادر ایرانی بودند. ( ایران باستان ص 2006 ).

فرهنگ فارسی

سردار ایرانی

فرهنگ اسم ها

اسم: اسپی تامن (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: espi-tamen) (فارسی: اسپیتامن) (انگلیسی: espitamen)
معنی: نام سردار ایرانی که سلوکوس دختر او را به همسری برگزید، صورتی از سپیتمان، لقب خانوادگی زرتشت نام سردار ایرانی در زمان اسکندر مقدونی

جمله سازی با اسپی تامن

💡 گهی بخت گردد چو اسپی شموس به نعم اندرون زفتی آردت و بوس

💡 بدست آورد اسپی و روان شد ولی با جوشن و برگُستوان شد

💡 سیاوش به اسپی دگر برنشست بیانداخت آن گوی خسرو به دست

💡 سواری چو آتش بر اسپی چو ماه که چون او به مردی ز مادر نزاد

💡 چو بشنید هومان خروش سپاه نشست از بر تازی اسپی سیاه

💡 اسپی که به آب و علفش پروردم شد از غم او زیاده بار دردم