اسم منقول در علم منطق و اصول فقه به اسمی گفته میشود که از معنای اولیه و اصلی خود به معنای جدیدی منتقل شده باشد، بهگونهای که معنای اول بهتدریج کمرنگ یا فراموش شود. این انتقال معمولاً به دلیل کثرت استعمال یک لفظ در معنای جدید و بدون نیاز به قرینه صورت میگیرد. به بیان ساده، یک واژه ابتدا برای یک معنا وضع شده است اما در گذر زمان در معنای دیگری به کار رفته و همان معنای دوم رایج شده است. در این حالت، آن لفظ نسبت به معنای جدید «اسم منقول» نامیده میشود. برای مثال واژه «صلاة» در اصل به معنای دعا و طلب رحمت بوده است، اما در اصطلاح شرعی به مجموعهای از افعال و اذکار خاص گفته میشود. این تغییر معنا به دلیل کاربرد گسترده در شریعت باعث شده معنای اولیه تا حد زیادی کنار گذاشته شود. اگر لفظی بدون قرینه در معنای جدید به کار رود و میان دو معنا نیز نوعی مناسبت وجود داشته باشد، آن را منقول مینامند. در مقابل، اگر هیچ مناسبت معنایی بین دو معنا وجود نداشته باشد، آن را «مرتجل» میگویند. اسم منقول بر اساس زمینه انتقال به سه نوع شرعی، عرفی و اصطلاحی تقسیم میشود. در نتیجه، اسم منقول به واژهای گفته میشود که معنای اصلی خود را در اثر کاربرد فراوان از دست داده و در معنای جدید تثبیت شده است.
اسم منقول
لغت نامه دهخدا
اسم منقول. [ اِ م ِ م َ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به اسماء منقوله شود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اسم منقول یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای اسم منتقل شده از معنای اصلی به معنای دیگر به سبب کثرت استعمال بی قرینه است.
اسمی که در اصل برای معنایی وضع شده است اگر در معنایی دیگر بدون قرینه و به سبب مناسبتی به اندازه ای به کار رود که معنای اول مهجور شود، «منقول» نام دارد؛ مانند لفظ صلات که در اصل به معنای مطلق دعا و طلب رحمت است و در اصطلاح شرع بر مجموعه اذکار، اعمال و ارکان معین اطلاق می شود.بدین سان، هرگاه لفظی در غیر معنای موضوعٌ له خود استعمال شود، بی آنکه برای معنای دوم وضع شده باشد و قرینه ای نیز در کار نباشد، اگر مناسبتی بین دو معنا ملحوظ باشد و معنای اول هم به کلی مهجور شده باشد، لفظ را نسبت به معنای دوم، «منقول» خوانند و اگر مناسبتی در بین نباشد آن را «مرتجل» نامند.منقول به این اعتبار که نقل در شرع یا در عرف و یا در فنی خاص صورت گرفته باشد به منقول شرعی، عرفی و اصطلاحی تقسیم می شود.