اتش پیکر

لغت نامه دهخدا

( آتش پیکر ) آتش پیکر.[ ت َ پ َ / پ ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) مجازاً، شیطان و جن.

فرهنگ فارسی

( آتش پیکر ) مجازا شیطان و جن

جمله سازی با اتش پیکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت اهلی وصف ابرویت چنان کن چرخ پیر موی او از رشک این معنی است بر پیکر هلال

💡 واجب شد اجتناب من از ماه پیکران چون فرض کرده اند بخود کشتن مرا

💡 پیکر سیمین بهبهانی سرانجام در آرامگاه شمارهٔ ۷۲ بهشت زهرا (آرامگاه خاندان پدرش) به خاک سپرده شد.

💡 این جانور با شمار گوناگونی از گونه‌هایی از راسته سگ خرسی و راسویان غول پیکر هم‌دوره بوده‌است.

💡 از حیاتم گر اثر نبود چو فانی دور نیست خون بیحد چون ز زخم این پیکر بی‌تاب ریخت

💡 زانوزده پیکر آسمانی بسیار بزرگی است که شکل خاصی ندارد و پیدا کردن آن دشوار است.