لغت نامه دهخدا
ابن ثامور. [ اِ ن ُ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) رجوع به ابن بجده شود.
ابن ثامور. [ اِ ن ُ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) رجوع به ابن بجده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر رخ هزار زهرهٔ ثامور برشکفت ایدون ز باغ قطرهٔ شبنم نیافتم