لغت نامه دهخدا
یولقونلو. [ یُل ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه، واقع در 6هزارگزی باختر راه ارابه رو میاندوآب به بناب، با 585 تن سکنه. آب آن از زرینه رود و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
یولقونلو. [ یُل ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه، واقع در 6هزارگزی باختر راه ارابه رو میاندوآب به بناب، با 585 تن سکنه. آب آن از زرینه رود و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مبارکشهر با قدمتی طولانی، آبادی بزرگ و پررونقی در اطراف بخش ملککندی (درحال حاضر شهرستان ملکان) و به نام داغ دیبی یولقونلو معروف بودهاست. وجه تسمیه نام تاریخی آن بهعلت رویش انبوه درختچه یولقون در منطقه بوده که نام سه روستای منطقه از آن گرفته شدهاست. پیشینه تاریخی بخشی از ساکنان این آبادی به ایل اوتوزایکی (عدد ۳۲) بر میگردد که از قرهباغ به ناحیه مهاجرت کردهاند که موسیقی و ادبیات آذربایجان مدیون این ایل است خورشید بانو (ناتوان) از شاعرههای شهیر آذربایجان فرزند یکی از بزرگان این ایل است و این منطقه (که شامل مبارکشهر فعلی، و روستاهای یولقونلوی جدید و قدیم، احمدآباد، مجیدآباد، چپقلو وچند روستای شهرستانهای همسایه و غیره) را برای سکونت برمیگزینند، چون این منطقه از طرفی به تپههای بلند و از طرفی به دریاچه اورمو وصل میشده و از نظر جغرافیایی و امنیتی و دفاعی سرزمینی مناسب بهشمار میرفتهاست.
💡 تپه مسجد مربوط به سدههای میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان ملکان، بخش مرکزی، دهستان گاودول غربی، جنوب غرب روستای یولقونلوی قدیم واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۷۶۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.