کدیوری

لغت نامه دهخدا

کدیوری. [ ک َ دی وَ ] ( حامص مرکب ) برزیگری. دهقانی. زراعت کردن. ( برهان ) ( آنندراج ). فلاحت. ( ناظم الاطباء ):
ماه به ماه می کند شاه فلک کدیوری
عالم فاقه برده را توشه دهد توانگری
مائده سازد از بره بر صفت توانگری
برزگری کند به گاو ازقبل کدیوری.خاقانی.|| باغبانی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || صاحب خانه بودن. کدخدایی. || ریش سفیدی قوم. ریاست طایفه. ( فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با کدیوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رصد خانه و مرکز علمی شهرداری فسا، به عنوان بزرگ‌ترین رصد خانه آماتوری جنوب ایران با سال تأسیس ۱۳۷۸ در وروری فسا از سمت شیراز و بر فراز تپه باستانی کدیوری واقع شده است. این مجموعه شامل اتاق تلسکوپ، اتاق افلاک نما و سالن برگزاری کلاس‌های آموزشی است.

💡 جهانرا اگر چه هست، فراوان کده رسد هم از بندگانش هر کده را کدیوری

سرکه یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز