پیرها

لغت نامه دهخدا

پیرها. ( اِخ ) دختر اپی مته و پاندوره زن دکالین ( از اساطیر یونانی ) رجوع به دکالین شود. صاحب قاموس الاعلام ترکی آرد: بزعم افسانه پردازان یونانی نخستین زنی است که در کارخانه خلقت بوجود آمده و دختر پاندوره و اپیمیتوس بوده و بزعم اینان با پادشاه تسالیا دوکالیون ازدواج کرده است وچنین پندارند که صاحب طوفان همین سلطان بوده است.

فرهنگ فارسی

دختر اپی مته و پاندر زن دکالین

جمله سازی با پیرها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اینان حضور زنان و مردان بر سر مقابر پیرهای دروغین را به شدت نهی کردند و با این عقیده که ارواح اولیا از احوال افراد با خبر گردیده و در صورت زیارت مزارشان، به داد افراد می رسند، به شدت مخالفت کردند.

💡 او سلحشور سابق یونانی است که برای ایزد آهنگری هفائستوس به مبارزه می‌پردازد و هدفش در زندگی جستجو و نابودی شمشیری نفرین شده به نام «سول اج» است. این امر طولی نکشید که بر سایر اعضای خانواده‌اش شامل: خواهرش کاساندرا، و بعدها فرزندانش پیرها و پاتروکلوس تأثیر گذاشت. سلاح سوفیتیا در بازی ترکیبی از یک شمشیر و سپر است.

💡 پیرها گشته جوان از یک نظر غلغل اندر خاک افکند این خبر

💡 بانوان بینی در سعی و عمل چون مردان پیرها بینی خندان و دوان چون اطفال

💡 پیرها یابی اندر قصب تازه نورد راست چون عقل که از جیب جنون جلوه گر است