پژهان
لغت نامه دهخدا
پژهان. [ پ ُ ] ( اِ ) پزهان. آرزو. خواهش دل. آرزوی نیکیهای دیگران بی بریده شدن از او. غبطه. ظاهراً این صورت مصحف پُردهان ( بمل ء فیه ) است. رجوع به پروهان شود.
فرهنگ معین
(پُ ) (اِ. ) = بژهان: آرزو، غبطه، خواهش دل.
فرهنگ فارسی
آرزو، آرزوی خوب برای دیگران، خلاف حسد
( اسم ) آرزو خواهش دل غبطه.
فرهنگ اسم ها
اسم: پژهان (دختر) (فارسی) (تلفظ: požhān) (فارسی: پژهان) (انگلیسی: pozhhan)
معنی: بژهان، آرزو، غبطه، خواهش دل، خواهش
ویکی واژه
بژهان: آرزو، غبطه، خواهش دل.
جمله سازی با پژهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((انبوه دانش )) و ((كيمياى ايمان )) علامه آثارى گرانبها و جاودانه بسان مشعلىفروزان فرا راه دانش پژهان آفريد كتابهايى چون: