نادر افتادن
مترادفها
کم وقوع بودن
لغت نامه دهخدا
نادر افتادن. [ دِ اُ دَ ]( مص مرکب ) تنها افتادن. جالب واقع شدن:
چنان نادر افتاده در روضه ای
که بر لاجوردی طبق بیضه ای.سعدی. || کمتر اتفاق افتادن. به ندرت پیش آمدن:
نادر افتد که یکی دل به وصالت ندهد
یا کسی در بلد کفر مسلمان ماند.سعدی.
فرهنگ فارسی
تنها افتادن جالب واقع شدن.
جمله سازی با نادر افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خال اوتا به دلیل تجمع ملانوسیتها در یک سوم بالایی درم ایجاد میشود. این بیماری فقط در صورت و اغلب در یک طرف، به ندرت در دو طرف مشاهده میشود و دو شاخه اول عصب سه قلو را درگیر میکند. صلبیه در دو سوم موارد درگیر و باعث افزایش خطر ابتلا به گلوکوم میشود. نباید این بیماری را با لکه مغولی که یک خال مادرزادی ناشی از گیر افتادن ملانوسیتها در درم است اشتباه گرفت که در ناحیه لومبوساکرال قرار دارد. زنان تقریباً پنج برابر بیشتر از مردان در معرض ابتلا به آن هستند و در میان نژاد قفقازی نادر است. خال اوتا ممکن است مادرزادی نباشد و در دوران بلوغ ظاهر شود.
💡 نادر افتادن چنین فرصتهای استثنایی در زندگی هر فردی، باعث میشود که باید از هر لحظه با تمام توان بهره برد.
💡 با وجود پیشرفتهای تکنولوژیک، نادر افتادن خطاهای انسانی در سیستمهای بسیار پیچیده همچنان یک چالش بسیار بزرگ برای مهندسان است.
💡 نادر افتادن اتفاقات خوشایند در دورانهای سخت زندگی، باعث میشود که انسانها به دنبال یافتن امید در میان تاریکیها باشند.