مولانا جلالالدین محمد بلخی، عارف و شاعر نامآور سده هفتم هجری، از پرآوازهترین گویندگان زبان فارسی به شمار میرود. وی فرزند بهاءالدین ولد، از عالمان و واعظان بزرگ زمان خود بود و با عناوینی چون مولوی، مولانا، رومی و خداوندگار شناخته میشود. بیشتر تذکرهنویسان و مورخان، نام اصلی او را محمد و لقبش را جلالالدین ثبت کردهاند و گرامیداشت او در گستره فرهنگ ایرانی و اسلامی، پیوسته تداول داشته است.
لقب خداوندگار که در منابع کهن، به ویژه در آثار افلاکی و نیز در شرحهای معتبری مانند المنهج القوی بر مثنوی به کار رفته، از جایگاه ویژه مولانا در نزد پیروان و مریدانش حکایت دارد. این عنوان، برگرفته از سخن پدرش بهاءالدین ولد است که فرمود: «خداوندگار من از نسل بزرگ است». کاربرد این لقب، علاوه بر بیان احترام و بزرگداشت، در بستر اندیشههای عرفانیِ مرتبط با مقام معنوی انسان کامل نیز قابل تفسیر است.
اطلاق عنوان خداوندگار بر بزرگان صوفیه، با نگرش خاص آنان به سلوک معنوی و جایگاه رهبری اقطاب در هدایت مریدان مرتبط است. این باور که اقطاب، ولایت و سرپرستی ظاهری و باطنی را بر عهده دارند، در سنت تصوف ریشه دارد و پس از دوران مغول، در قالب افزودن واژههایی چون شاه به ابتدا یا انتهای نام بزرگان مانند شاه نعمتالله نیز تداول یافت. این تحول عنواندهی، نشاندهنده تطور تاریخی مناسبات اجتماعی و معنوی در جریانهای عرفانی ایران پس از سده هفتم هجری است.