مورخانه
لغت نامه دهخدا
مورخانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مور سیاه کوچک. ( ناظم الاطباء ). || خانه مور. لانه مور.
- ره مورخانه؛ راه مانندی که موران به خط مستقیم در پی یکدیگر از آنجا به لانه می روند:
گر نسج عنکبوت و ره مورخانه نیست
هرگه که بنگری به میان و کران تیغ
اشکال پای مور و نشان پر مگس
پیدا چراست بر رخ چون ضیمران تیغ.( از تاج المآثر ).|| موریانه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به موریانه شود.
مورخانه. [ م ُ وَرْ رِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) همچون مورخان. بر روش تاریخ دانان.
جمله سازی با مورخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این بخش نویسنده به معرفی خاستگاه مغولها پرداختهاست. در بخشهای بعدی نیز به ابتدای زندگی چنگیز و فتوحات او در مغولستان میپردازد اما اطلاعات او در این زمینه چندان دقیق به نظر نمیرسد و منابع و شنیدههای او دقت مورخانه لازم را ندارد.