مفتخواری
مترادفها
فخرفروشی، خودستایی، تکبر، غرور
متضادها
تواضع
لغت نامه دهخدا
مفتخواری. [ م ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت مفتخوار. و رجوع به مفتخوار و مفتخوری شود.
فرهنگ فارسی
عمل مفت خوار
جمله سازی با مفتخواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 / در مقام تحقیر فرد مفتخور که از تحمل ننگ مفتخواری ابایی ندارد.
💡 سخنرانی او پر از مفتخاری و خودستایی بود که باعث شد شنوندگان احساس ناخوشایندی پیدا کنند و از ادامه بحث او خسته شوند.
💡 تاریخ کشور ما مملو از داستانهای مربوط به مفتخاری پادشاهان و قهرمانانی است که با افتخار از پیروزیهای بزرگ خود یاد کردهاند.
💡 برخلاف آنچه برخی تصور میکنند، مفتخاری بیمورد و خودپسندی، هرگز نمیتواند باعث جلب احترام واقعی و پایدار در میان مردم و جامعه شود.