شاه مهره

مترادف‌ها

مهره اصلی، مهره مرکزی

لغت نامه دهخدا

شاه مهره. [ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) مهره ممتاز در نوع خود. || یک قسم سنگ قیمتی که گویند در دهان مار و یا سر اژدها یافت میگردد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مهره ممتاز در نوع خود یا یک قسم سنگ قیمتی که گویند در دهان مار و یا سر اژد ها یافت میگردد.

جمله سازی با شاه مهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاه جستند و غار می‌دیدند مهره در مغز مار می‌دیدند

💡 در بازی شطرنج، محافظت از شاه مهره وظیفه اصلی تمام بازیکنان است، زیرا از دست رفتن این مهره به معنای پایان فوری و شکست در بازی است.

💡 استراتژی‌های پیچیده در بازی‌های جنگی معمولاً بر محور قرار گرفتن و محافظت از شاه مهره یا فرمانده اصلی برای جلوگیری از فروپاشی ارتش بنا شده است.

💡 اگر بازیکن بتواند شاه مهره حریف را در موقعیت مناسبی محاصره کند، می‌تواند با یک حرکت هوشمندانه بازی را به سمت مات کردن و پیروزی پیش ببرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران