لغت نامه دهخدا
سال زده. [ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب )در تداول عامه، آفت دیده: محصول سالزده؛ آسیب دیده.
سال زده. [ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب )در تداول عامه، آفت دیده: محصول سالزده؛ آسیب دیده.
(زَ دِ یا دَ ) (ص مف. ) (عا. ) ۱ - آفت - دیده، آسیب دیده (محصول ). ۲ - درختان میوه ای که بار نداده باشند.
( صفت ) آفت دیده آسیب دیده.
(عا.)
آفت - دیده، آسیب دیده (محصول)
درختان میوهای که بار نداده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۸۷۰ جمعیت ۶۱۹۱۵۴ نفر بود. در سال ۱۸۹۷، ۶۷۴۴۳۷ نفر بود (از این تعداد ۳۴۵۷۵۶ زن بودند). در سال ۱۹۰۶ حدود ۷۱۴۲۰۰ تخمین زده شد. از کل، ۷۹٪ لتونیایی، ۸٫۴٪ آلمانی بالتیک، حدود ۸٪ یهودی، ۱٫۴٪ روس، ۱٪ لیتوانیایی، ۱٪ لهستانی، و برخی از لیوونیاییها بودند.
💡 از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا حدود سال ۲۰۰۱، تخمین زده میشود که حدود ۵۰ تا ۸۰ درصد وسایل الکترونیکی جمعآوری شده برای بازیافت در نیمه غربی ایالات متحده برای برچیدن به خارج از کشور، عمدتاً به چین و آسیای جنوب شرقی صادر میشد. این فرآوری ضایعات کاملاً سودآور است و به دلیل نیروی کار فراوان، نیروی کار ارزان و قوانین ضعیف زیستمحیطی ترجیح داده میشود.