داغ داشتن
مترادفها
نشان داشتن، اثر داشتن
متضادها
سرد بودن
لغت نامه دهخدا
داغ داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) نشان داشتن. علامت داشتن:
ناگزران دل است نوبت غم داشتن
جبهت آمال را داغ عدم داشتن.خاقانی.- داغ بر جبهه و پیشانی داشتن؛ پینه بسته بودن پیشانی از عبادت و سجده بسیار.
|| دارای اثرداغ بر اندام بودن به نشانه ملکیت یا تعلق داشتن بکسی:
گفتی سگ من چه داغ دارد
آن داغ که از نخست کردی.خاقانی.گفت بنگر تا داغ که دارد؟ گفت داغ امیر دارد. || مصاب بودن بمرگ عزیزی یا فرزندی.
فرهنگ فارسی
نشان داشتن
جمله سازی با داغ داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جوشکاری صفحه داغ میتواند برای اتصال برخی ترکیبات ترموپلاستیکهای متفاوت استفاده شود. به طور معمول، پلاستیکهای نیمهبلوری تنها با پلاستیکهای نیمهبلوری سازگار هستند و پلاستیکهای آمورف تنها با پلاستیکهای آمورف سازگارند. اگر پلاستیکها دارای نقطه ذوب و ویسکوزیته یکسان باشند، میتوان از جوشکاری صفحه داغ معمولی یا دما بالا استفاده کرد. در صورت داشتن نقطه ذوب یا ویسکوزیته متفاوت، باید از صفحات داغ دوگانه استفاده کرد که هر صفحه داغ به دمای متفاوتی تنظیم میشود. ترکیبات رایج ترموپلاستیکها عبارتند از:
💡 او پس از سالها از آن حادثه تلخ و دردناک، هنوز در اعماق قلب خود داغ داشتن و با یادآوری آن روزهای سخت، دچار غم میشود.
💡 برخی از افراد به دلیل اشتباهات بزرگ گذشته، در ذهن خود داغ داشتن و تلاش میکنند تا با انجام کارهای نیک، آن خاطرات را پاک کنند.
💡 داغ داشتن یک خاطره تلخ و ناگوار میتواند بر رفتار و شخصیت فرد در زندگی اجتماعی تأثیرات عمیق و ماندگاری داشته باشد که فراموش نمیشود.