حافظ طاهر

لغت نامه دهخدا

حافظ طاهر. [ ف ِ هَِ ] ( اِخ ) ابن حسین بن عبدالرحمن الاهدل. رجوع به طاهربن حسین شود.
حافظ طاهر. [ ف ِ هَِ ] ( اِخ ) رجوع به حافظ اصفهانی ابوالحسن طاهر عرب شود.

جمله سازی با حافظ طاهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما حافظ مى گويد ديگر غزلى نيست كه بگوييد تنها اين يك بيت بيتالغزل است (شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است ) يا خود بابا طاهر كه دو بيتىهايش مثل شعله هاى آتش است از يك كوره آتشين، از يك آتشفشان خارج مى شود وقتى بندهبه حضور شريف جناب باستاد علامه حاج ميرزا مهدى الهى قمشه اى رضوان الله عليهدرباره شعرا نظر شريفشان راجع به شعرا سخن به ميان آوردم، عرض كردم نظرشريفتان راجع به گفتار اين بزرگان چيست ؟ تعبير ايشان از بعد معنوى سروده ها اينبود كه (تمام اين ديوانها فداى ديوان چند تن ) كه اين چند تن را اسم بردند: ملاىرومى، نظامى، سعدى، حافظ، سنايى كه همه فداى اينها و بعد فرمودند كه همه اينگفته ها فداى اين دو بيت بابا طاهر:

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز