اندیشه بستن

لغت نامه دهخدا

اندیشه بستن. [ اَ ش َ / ش ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) اندیشیدن. تصور کردن. در خیال آوردن:
من نه اندیشه ببستم قلم وهم شکستم
که تو زیباتر از آنی که کنم شرح و بیانت.سعدی.- اندیشه در چیزی بستن؛ بدان چیز نظر دوختن یا در آن طمع بستن یا بدان دلبسته شدن:
هرچه اندیشه در آن بندی بیابی از خدا
زآنکه تدبیر تو با تقدیر او یکسان بود.معزی ( از آنندراج ).سر لوح مکتب نیارید دست
که اندیشه در لوح محفوظ بست.هاتفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

اندیشیدن. تصور کردن

جمله سازی با اندیشه بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عهد تمکین با دل دیوانه بستن کار ما خاطر خود را ز هر اندیشه خستن کار ما

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز