لغت نامه دهخدا
گهواره جنبانی. [ گ َهَْ رَ / رِ جُم ْ ] ( حامص مرکب ) عمل گهواره جنبان.
گهواره جنبانی. [ گ َهَْ رَ / رِ جُم ْ ] ( حامص مرکب ) عمل گهواره جنبان.
عمل گهواره جنبان.
عمل گهواره جنبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درمران علیا، روستایی است از توابع بخش گهواره و در شهرستان دالاهو استان کرمانشاه ایران.
💡 وان کودکی که هست به گهواره در هنوز دارد ز شکر نعمت او بر لبان لبن
💡 کی عروس بخت اعدای تو گردد حامله کز سفیدی داشت در گهواره گیسویش خضاب
💡 لحد گهواره سان می لرزد از بیتابی جسمم زشوخی کشتیم آرام در ساحل نمی گیرد
💡 قطرههای اشک از خشکی به مژگان شد گره میمکند انگشت خود طفلان این گهوارهها
💡 قضا تا مهد اطفال فلک را میدهد جنبش نخوابانید ازین ماهی، درین گهواره مینا