گهر نیمروز

لغت نامه دهخدا

گهر نیمروز. [ گ ُ هََ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گوهر نیمروز. قسمی از مروارید است، یک طرفش گرد و طرف دیگر مسطح باشد و آن سهل البیع است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
حق القدم گرفت گهرهای نیمروز
پای کسی که آبله زد در سراغ دوست.خان خالص ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

گوهر نیمروز. قسمی از مروارید است یک طرفش گرد و طرف دیگر مسطخ باشد.

جمله سازی با گهر نیمروز

💡 روی تو بود روزی خطت گرفت نیمی ملکی ز خطت آمد در نیمروز حاصل

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به عاشقتم لوسی و نیمروز اشاره کرد.

💡 دهستان سفیدآبه، یکی از دهستان‌های بخش سفیدآبه شهرستان نیمروز در استان سیستان و بلوچستان ایران است. مرکز این دهستان، روستای سفیدآبه است.

💡 ده افسری، روستایی در دهستان بزی بخش مرکزی شهرستان نیمروز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 ز بامدادان تا نیمروز حاجب او میان دشت همی گشت با هزار سوار

💡 وصف او گوید به جان شاه، فلک در نیمروز مدح او خواند روان در ملک خاور آفتاب