گمراه گشتن
مترادفها
گم شدن، منحرف شدن، به خطا رفتن
متضادها
هدایت شدن
لغت نامه دهخدا
گمراه گشتن. [ گ ُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) غَی. غَوایة. ( منتهی الارب ). گمراه شدن. گمراه گردیدن.و رجوع به گمراه و گمراه شدن و گمراه گردیدن شود.
فرهنگ فارسی
گمراه شدن گمراه گردیدن
جمله سازی با گمراه گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 4. مردم اگر از اهل بيت اطاعت كنند و به اقوال آنان تمسك جويند گمراه نمى شوند وهميشه حق در نزد آنهاست.
💡 از این گونه مردن به خدا پناه می بریم و از او میخواهیم ما را توفیق رهائی از اینگونه گمراهی دهاد.
💡 اى خدا! به عزت و بزرگوارى خودت، همه آنها را گمراه و از راه راست منحرف مى كنم.
💡 آن کو همه را دیده یکی گمراه است آن کس که یکی را همه دید آگاه است
💡 رفتیم از پی دل و دانی به راه عشق گمراه تر از ما که بود رهنمای ما
💡 باشد، كيفرى به خاطر گمراهى خود و كيفرى به خاطر حمايت از ظالم و ستمگر وپيشوايان گمراه.
💡 اگر انسان در مسیر زندگی بدون داشتن هدف مشخص و اصول اخلاقی حرکت کند، ممکن است در نهایت در میان مشکلات بزرگ گمراه گشتن را تجربه کند.
💡 بسیاری از مسافران در جنگلهای انبوه و تاریک بدون داشتن نقشه یا قطبنما، ممکن است از مسیر اصلی خود منحرف شده و در نهایت گمراه گشتن را آغاز کنند.
💡 در بحثهای فلسفی و اخلاقی، همیشه هشدار داده میشود که پیروی از نظرات نادرست و بیاساس میتواند باعث شود انسانها در حقیقت زندگی گمراه گشتن را تجربه نمایند.