گله شان

لغت نامه دهخدا

گله شان. [ گ َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش شاهپور شهرستان خوی که در 6500گزی جنوب خاوری شاهپور و در مسیر راه ارابه روزین دشت واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه آن 600 تن است. آب آنجا از رودخانه زولا تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن ارابه رو است و میتوان اتومبیل به آنجا برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان حومه بخش شاهپور شهرستان خوی

جمله سازی با گله شان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخ از خونابهٔ دل ریش می‌کرد ز بخت خود گله با خویش می‌کرد

💡 همچنان کاین گله گور درین دشت فراخ لشکر دشمن او خسته و افکنده سپر

💡 یک ایران و هفتاد اقلیم ترک بیک یوسف افتاده صد گله گرگ

💡 گر گل نکند در طلبت آبله از پا دارد سر هر خار درین ره گله از پا

💡 گله خار ز پیراهن یوسف بیجاست تا به کی شکوه ز ناسازی افلاک کنی؟

💡 به دشمنم چه توقّع که بی گناه از دوست نمی کنم گله امّا بسی بیازردم

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز