گشت کارمزدی
فرهنگستان زبان و ادب
{commissionable tour} [گردشگری و جهانگردی] گشتی که فروش آن به سفرگذاران خرده فروش و عمده فروش ازطریق سامانه های توزیع با کارمزد توافقی انجام می شود
ویکی واژه
گشتی که فروش آن به سفرگذاران خردهفروش و عمدهفروش ازطریق سامانههای توزیع با کارمزد توافقی انجام میشود.
جمله سازی با گشت کارمزدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بانک سینا در گزارش عملکرد مردادماه سال ۱۴۰۲ در سامانه کدال نشان میدهد که بانک سینا در این ماه از محل اعطای تسهیلات، بیش از ۶ هزار و ۳۰۳ میلیارد ریال درآمد کسب کردهاست که با احتساب درآمدهای سپردهگذاری، اوراق بدهی، سرمایهگذاری و کارمزدی، مجموع درآمدهای عملیاتی بانک در این ماه به بیش از ۹ هزار و ۸۰۱ میلیارد ریال رسیدهاست.
💡 نقد آنها بر این تز استوار است که لازمه تحقق سوسیالیسم، الغاء مناسبات تولیدی بورژوازی است که در شوروی اتفاق نیفتاد. به زعم آنها وجود کارمزدی، کالا بودن نیروی کار و سازمانیابی تولید اجتماعی بر مبنای کارمزدی، برای اثبات سرمایهداری بودن اقتصاد شوروی کافی است.