گزل ابدال

لغت نامه دهخدا

گزل ابدال. [ گ ُ زَ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج، واقع در دوازده هزارگزی شمال گل تپه و 7 هزارگزی خاور شوسه مهران به بیجار.هوای آن سرد و دارای 600 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات، انگور، صیفی، لبنیات، میوه ها است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. تابستان از طریق سراب اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی در شهرستان سنندج

جمله سازی با گزل ابدال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قطب وقت اوست، همه عالم ازو آسوده بر درس زبدهٔ ابدال تولا بینند

💡 ای زاهد ابدال چو کردار برد می سردی مکن آن بادهٔ کردار مرا ده

💡 ور بگذرم به صومعهٔ عابدان کوه ابدال را ز صومعه اندر میان کشم

💡 گر چهر تو بر قبله ابدال نگارند خواند بنماز اندر شعر دری ابدال

💡 زمین را او بدل در حال سازد که از اوتاد کوه ابدال سازد

دریچۀ کوچ یعنی چه؟
دریچۀ کوچ یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز