گرگ تاز

لغت نامه دهخدا

گرگ تاز. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه چون گرگ تازد. آنکه به هروله رود: صیادی سگی معلم داشت از این پهن بری... گرگ تازی، نهنگ یازی چون صرصر در صحرا. ( سندبادنامه ص 200 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه مانند گرگ تازد آنکه بهر وله رود: صیادی سگی معلم داشت ازین پهن بری... گرگ تازی نهنگ یازی چون صرصر در صحرا....

جمله سازی با گرگ تاز

💡 ای گرگ تیز چنگ که از چنگ ظلم تو یوسف و شی ز آل پیمبر رها نشد

💡 این گرسنه گرگ بی‌ترحم خود سیر نمی‌شود ز مردم