فرهنگستان زبان و ادب
{active-passive transition} [خوردگی] گذار پتانسیلی که در آن چگالی جریان در قسمت آندی فلز رویین به شدت اُفت می کند و خوردگی به حداقل می رسد
{active-passive transition} [خوردگی] گذار پتانسیلی که در آن چگالی جریان در قسمت آندی فلز رویین به شدت اُفت می کند و خوردگی به حداقل می رسد
💡 چو اسکندر آن نامهٔ او بخواند بزد نای رویین و لشکر براند
💡 چو رویین به نزدیک برزو رسید سپهدار ترکان بر آن دشت دید
💡 بخواند قصهٔ اسفندیار رویینتن که درنبرد بکشتش به رایگان رستم
💡 فرود آمد از باره رویین گرد گوان را همه پیش گودرز برد
💡 چو از درگه به راه افتاده رامین به پروین شد خروش نای رویین
💡 چو بشنید رویین پیران چو شیر بیامد به نزدیک مرد دلیر