گاه کبود

مترادف‌ها

گرگ‌ومیش، شفق

فرهنگستان زبان و ادب

{grey time} [نجوم رصدی و آشکارسازها] دوره ای در هر ماه قمری که در آن بین ربع تا نیمی از قرص ماه روشن است

ویکی واژه

دوره‌ای در هر ماه قمری که در آن بین ربع تا نیمی از قرص ماه روشن است.

جمله سازی با گاه کبود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفت او از اهل و خویشانت نبود خود ندیدی تو سپیدی او کبود

💡 در آن گاه کبود و تاریک که سایه‌های شب بر کوهستان می‌افتد، تنها صدای باد بود که سکوت مرگبار دره را با خود به همراه می‌آورد.

💡 شاعر با توصیف آن گاه کبود و مه آلود، توانست احساس تنهایی و اضطراب عمیقی را که در قلب مسافر در آن لحظه وجود داشت، به خوبی منتقل کند.

💡 وقتی آن گاه کبود و مرموز فرا رسید، تمام چراغ‌های دهکده یکی پس از دیگری خاموش شدند تا تاریکی مطلق بر همه جا حاکم شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران