فرهنگستان زبان و ادب
{misinformer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] کسی که به ارائۀ کژاطلاعات می پردازد
{misinformer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] کسی که به ارائۀ کژاطلاعات می پردازد
💡 آنک کس بود و شهنشاه کسان عقل صد چون قلزمش هر جا رسان
💡 جودئی داری بیک جودم رسان جان ترا بخشم بمقصودم رسان
💡 رسانیدی به لب جان همچو جامم ز لب جامی رسان یک دم به کامم
💡 نظر همتش از هر گذری فیض رسان اثر دولتش از هر گرهی عقده گشاست
💡 بیا ساقی از می به وصلم رسان به فرعم ببین و به اصلم رسان
💡 به تشنگان بیابان بحر باز رسان که آب خضر نیابی ز رشحه قلمش