کوژ کلید

لغت نامه دهخدا

کوژکلید. [ کو ک ِ ] ( اِ مرکب ) مِقلَد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

مقلد

جمله سازی با کوژ کلید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلید صد در بسته است جنبش نفسش لبی که خامش از اظهار مدعا باشد

💡 کلید گنج اقالیم در خزاین اوست کسی به قوت بازوی خویش نگشاده است.

💡 امیدی ده که ره سویت نماید کلیدی ده که در سویت گشاید

💡 اختیار سر ما تیغ محبت دارد موج سیلاب، کلید در ویرانهٔ ماست

💡 ولیکن چو بر شیشه افتاد سنگ کلید در چاره ناید به چنگ

💡 حدیث درد دلها با تو گویند کلید شادمانی از تو جویند

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز