لغت نامه دهخدا
فقیهی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فقیه. رجوع به فقیه شود.
فقیهی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فقیه. رجوع به فقیه شود.
منسوب به فقیه
[ویکی فقه] فقیهی (ابهام زدایی). فقیهی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • سیدمحمدباقر بن علی فقیهی حسینی اصفهانی، عالم فاضل کامل قرن چهاردهم در اصفهان• عبدالحسین فقیهی رشتی، فرزند شعبان بن مهدی بن عبدالوهاب گیلانی نجفی و سبط علامه قاضی الانصاری از علمای قرن چهاردهم و پانزدهم هجری قمری
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حتی برخی معقتد اند اگر ولایت فقیهی باشد در اصل برای شورا است و برای همین خداوند هرگز پیامبر خود را مأمور به تعیین خلیفه نکرده و او میبایست پایبند به شورا باشد و سیاست امت را به خود آنان واگذارد.
💡 مصطفی فقیهی خبرنگار ایرانی در ۱۵ مهر ۹۲، به اتهام «نشر اکاذیب» به دستور قاسمزاده بازداشت و از دادگاه، روانهٔ بند ۳۵۰ زندان اوین شد.
💡 نشسته بود فقیهی به صدر مجلس درس بجای لفظ عَن اندر کتاب خود من دید
💡 پس از انتقادات و افشاگریهای سایت انتخاب در مورد اختلاس سه هزار میلیاردی، حسینی وزیر اقتصاد ضمن شکایت از مصطفی فقیهی مدیرمسئول این سایت خبری، حکم جلب وی را گرفت."
💡 جادههای اصلی و کوچههای اصلی جمنان عبارتند از - خیابان سید نظام - سه راه روحانی - کوی شهید رضایی-کوی آیتالله فقیهی که از مهمترین کوچههای جمنان به حساب میآیند.
💡 از دیگر چهرههای خاندان بنی فرات احمد بن فرات است که فقیهی شیعی بود و شاعر بود.