لغت نامه دهخدا
کوچه فولاد. [ چ َ / چ ِ ی ِ ] ( اِخ ) نام محله ای در اصفهان. ( آنندراج ):
شیشه ما تا به کی همسایه خارا بود
بیش از این در کوچه فولاد نتوان زیستن.شرف الدین شفائی ( از آنندراج ).
کوچه فولاد. [ چ َ / چ ِ ی ِ ] ( اِخ ) نام محله ای در اصفهان. ( آنندراج ):
شیشه ما تا به کی همسایه خارا بود
بیش از این در کوچه فولاد نتوان زیستن.شرف الدین شفائی ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دسترنج کوهکن حاشا که ماند پیش عشق تیشه فولاد نعل پای گلگون میشود
💡 برای آنکه بچینی همیشه میوه کام کند در آهن و فولاد ریشه سخت نهال
💡 زان بنالیم برت کین اثر ناله ماست که دلت سختتر از بیضه فولاد کند
💡 اگر آئینه نیابد ز قبولت نظری زلف جوهر همه از چهره فولاد رود
💡 صد چشمه گشاده ست حزین از رگ دل ها کار قلمت نشتر فولاد نداند
💡 ملک را دیوار فولاد است شمشیرت، ازان در فضایش هیچ آسیبی نیارد کرد راه