فرهنگستان زبان و ادب
{poststack migration} [ژئوفیزیک] جابه جایی اجزای داده های لرزه ای بر روی مقطعی که در آن چشمه و گیرنده بر هم منطبق اند
{poststack migration} [ژئوفیزیک] جابه جایی اجزای داده های لرزه ای بر روی مقطعی که در آن چشمه و گیرنده بر هم منطبق اند
💡 جایی رسید حسن تو کانجا نمیرسد خورشید اگر کند به مثل صدهزار کوچ
💡 غلاموار چو هنگام کوچ قافله بود سوار گشتم بر کرهٔ هیون پیکر
💡 چون کند قافله کوچ از صحرا مینهد آتشی از خویش به جا
💡 کوچ سپه کرد، شه از «شهر نو» داد جهان راز ظفر بهر نو
💡 پاینده باد قد تو ای سرو نوبهار سرو روان اگر کند از جویبار کوچ
💡 فتنه چو کوچ سوی عدم کرد از وجود اوّل ز چار بالش او خوابگاه کرد